اعسار حالت و وضعیت کسی است که در شرایط فقر و تنگدستی قرار گرفته و از عهده مخارج، هزینهها و بدهی های خود برنمیآید. در این حالت باید «تقاضای اعسار» کند.
اعسار از ریشه عُسر و به معنی فقر و تنگدستی است. اعسار حالت و وضعیت کسی است که در شرایط فقر و تنگدستی قرار گرفته و از عهده مخارج، هزینهها و بدهی خود برنمیآید. وقتی کسی در یک دادگاه یا شورای حل اختلاف محکوم به پرداخت پول یا مالی به کسی شود و توان اجرای حکم صادره را نداشته باشد، باید «تقاضای اعسار» کند.
تقاضای اعسار به دو صورت اعسار مطلق و اعسار به تقسیط امکان پذیر است. در حالت اول، شخص بدهکار، خود را در وضعیتی معرفی میکند که نه مالی دارد و نه شغلی؛ لذا تقاضای صدور حکم به اعسار مطلق خود را دارد که در نتیجه آن حتی به صورت اقساط نیز ملزم به پرداخت بدهی نیست. اما هرگاه مالی از او به دست آید با معرفی طلبکار، قابل توقیف است.
اما در حالت دوم که اغلب دعاوی اعسار بدینگونه هستند، فرد صرفاً ادعا میکند قدرت پرداخت یکجای محکومبه را ندارد، اما با توجه به قدرت کار کردن و درآمد ماهیانهای که دارد، میتواند قسطی بدهی اش را پرداخت کند، که به تشخیص دادگاه محکوم به پرداخت قسمتی از بدهی بهصورت پیشپرداخت میشود تا مابقی را طی مدت معینی اقساطی پرداخت کند. مانند اعسار از پرداخت یکجای مهریه زن توسط مرد که دادگاه طبق رویه موجود در دادگاه خانواده، مرد را محکوم به پرداخت تعدادی سکه بهصورت یکجا می کند و سپس باید قسطی در قالب نیم سکه یا تمام سکه باقی بدهی خود را از بابت مهریه قانونی همسرش به او بپردازد.
اعسار یک وضعیت و حالت دائمی نیست، زیرا ممکن است امروز یک فرد معسر باشد، ولی چندی بعد وضعیت مالی او به هر دلیل حتی به واسطه رسیدن ارث، بهتر از گذشته شود.
داخواست اعسار از تجار و اشخاص حقوقی مانند شرکتها پذیرفته نمیشود، بلکه این اشخاص بهجای اعسار، باید تقاضای ورشکستگی کنند. در غیر این صورت دادگاه دادخواست اعسار این اشخاص را رد میکند.

اعسار از ریشه عُسر و به معنی فقر و تنگدستی است. اعسار حالت و وضعیت کسی است که در شرایط فقر و تنگدستی قرار گرفته و از عهده مخارج، هزینهها و بدهی خود برنمیآید. وقتی کسی در یک دادگاه یا شورای حل اختلاف محکوم به پرداخت پول یا مالی به کسی شود و توان اجرای حکم صادره را نداشته باشد، باید «تقاضای اعسار» کند.
تقاضای اعسار به دو صورت اعسار مطلق و اعسار به تقسیط امکان پذیر است. در حالت اول، شخص بدهکار، خود را در وضعیتی معرفی میکند که نه مالی دارد و نه شغلی؛ لذا تقاضای صدور حکم به اعسار مطلق خود را دارد که در نتیجه آن حتی به صورت اقساط نیز ملزم به پرداخت بدهی نیست. اما هرگاه مالی از او به دست آید با معرفی طلبکار، قابل توقیف است.
اما در حالت دوم که اغلب دعاوی اعسار بدینگونه هستند، فرد صرفاً ادعا میکند قدرت پرداخت یکجای محکومبه را ندارد، اما با توجه به قدرت کار کردن و درآمد ماهیانهای که دارد، میتواند قسطی بدهی اش را پرداخت کند، که به تشخیص دادگاه محکوم به پرداخت قسمتی از بدهی بهصورت پیشپرداخت میشود تا مابقی را طی مدت معینی اقساطی پرداخت کند. مانند اعسار از پرداخت یکجای مهریه زن توسط مرد که دادگاه طبق رویه موجود در دادگاه خانواده، مرد را محکوم به پرداخت تعدادی سکه بهصورت یکجا می کند و سپس باید قسطی در قالب نیم سکه یا تمام سکه باقی بدهی خود را از بابت مهریه قانونی همسرش به او بپردازد.
اعسار یک وضعیت و حالت دائمی نیست، زیرا ممکن است امروز یک فرد معسر باشد، ولی چندی بعد وضعیت مالی او به هر دلیل حتی به واسطه رسیدن ارث، بهتر از گذشته شود.
داخواست اعسار از تجار و اشخاص حقوقی مانند شرکتها پذیرفته نمیشود، بلکه این اشخاص بهجای اعسار، باید تقاضای ورشکستگی کنند. در غیر این صورت دادگاه دادخواست اعسار این اشخاص را رد میکند.

نظرات